ذبيح الله صفا
701
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
كه بيشتر از دوران نامبردارى و برخوردارى ادبى خود را در سرزمين هند گذرانيد . ولادتش پيرامون سال 936 ه در مشهد اتفاق افتاد « 1 » و همانجا به تحصيل ادب پرداخت و شاعرى آغاز كرد و در اوان جوانى بدربار شاه تهماسب صفوى راه يافت و در 958 از جانب او مأمور شد تا بشيراز رود و خواجه امير بيك كججى مهردار « 2 » را كه پادشاه ازو بسببى آزردهخاطر بود سرزنش و هجو كند و در اين زمان برنايى بيست و دو ساله بود . اما خود غزالى كه نمىتوانست از آزادمنشىهاى شاعرانهء خود دست بازدارد به زودى بتهمت الحاد گرفتار شد چنان كه از بيم بدخواهان در محيط تعصبآلود ايران سامان اقامت نيافت و ناگزير روى بهندوستان نهاد و بدكن
--> - * تاريخ نظم و نثر در ايران و در زبان فارسى تا قرن دهم هجرى ، سعيد نفيسى ، ص 414 - 415 . * هفت اقليم ، محمد امين رازى ، تهران ، ج 2 ص 211 - 215 . * فهرست نسخههاى فارسى در كتابخانهء ملى پاريس ، بلوشه ، ج 3 ص 349 . * فهرست نسخههاى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، چارلز ريو ، ج 2 ص 661 - 663 . ( 1 ) - وى در مقدمهء آثار الشباب گويد كه در سال 966 هجرى بسى سالگى تمام رسيد . به اين حساب سال ولادتش 936 است . ( 2 ) - خواجه امير بيك كججى مهردار ( م 983 ه ) از مردم كججان نزديك تبريز بود و در عهد شاه تهماسب مقامهاى مختلف دربارى يافت و در سال 958 كه در شيراز بسر مىبرد دعوى « تسخير كواكب » كرد . شاه تهماسب چون ازين كارش آگاه گشت ترسناك و خشمگين شد و فرمان داد تا او را در صندوقى حبس كنند و بر دستهايش بند نهند تا نتواند با انگشتان خود ستارگان را مسخر خود سازد ( ! ) و در همين هنگام غزالى را بشيراز فرستاد تا آن مرد « افسونگر » را سرزنش كند و هجو گويد . اين خواجه اميرك بعدها چندى بفرمان تهماسب در كرمان بود و سپس مدتى وزارت خراسان داشت ولى باز مغضوب و در دژ قهقهه زندانى شد و همانجا بسال 983 درگذشت ( تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 691 - 692 ) .